به شب و پنجره بسپار كه بر مي گردم

 

عشق را زنده نگه دار كه بر مي گردم

 

بس كن اين سر زنش "رفتي و بد كردي" را

 

دست از اين خاطره بردار كه بر مي گردم

 

دو سه روزي هم- اگر چند- تحمل سخت است

 

تكيه كن بر تن ديوار كه بر مي گردم

 

بين ما پيشترك هر سخني بود گذشت

 

عاشقت مي شوم اين بار كه بر مي گردم

 

گفته بودي دو سحر چشم به راهم بودي

 

به همان ديده بيدار كه بر مي گردم

 

پرده ي تيره ي آن پنجره ها را بردار

 

روي رف آيينه بگذار كه بر مي گردم

 

پشت در را اگر انداخته اي حرفي نيست

 

به شب و پنجره بسپار كه مي گردم.